تبلیغات شما اینجا طراحی سایت خرید فالوور حرف اخر
بستن تبلیغات [X]
سرنوشت قسمت 13

نظر فراموش نشه

نظر بدین

پلیز نظر

حاضر شدیم بریم بیرون همه دخترا یه سارافون پوشیده بودن با شلوار

پسرا یه تی شرت با شلوار .

ریوکام_بزنید بریم

موهاش ک رنگ من بود دورش ریخته بود ازاد بود

ولی بقیه دخترا مو هاشونو بسته بودن

راه افتادیم سمت دریا

........

واقعه دریا قشنگ بود یهو ریوکام

چیزی ک مومو به ریانا داده بود یه اویز مبایل بود

انو کش رفت شروع کرد به دویدن

ریانا_پسش بده

ریوکام_نووووووووج

می_بدو بدو ریوکام

نشسته بود رو زی انداز ریوکامو تشویق می کرد

صدای خنده های از ته دل ریوکامتو گوشم بود

موهای نازشو باد بلند کرده مهوش بود ک

ریوگا کوبید به پهلوم منو از عالم هپروت در اورد

ریوما_هااااا چتههههههه

ریوگا_هیچی دیدتو بزن

ک یهوصدای جیغ ریوکام پیچید

وحشت زده به رو به رو نگاه کردم ریوکام نبود

با ترس وحشت داشتم دنبالش می کشتم ک ریانا دیدم

ک زانو زده بود زمین مدام ریوکام صدا می کرد جیغ میزد

.........

همه با دو رفتیم سمت ریانا و دیدیم ریوکام از رو اسکله افتاده تو ابش کم

عمق بوده و سرش با سنگ برخورد کرده و اب خونی خونیه

تزوکا به خودش امد رفت پایین ریوکام کشید بالا گذاشت رو اسکله خودش امد

با لا صورتش خون بود توان نداشتم ک وایستم افتادم رو زانو هام

دخترا گریه می کردن جیغ می کشیدن

تزوکا_تنفش خعلی ضعیه نبزشم ضعیفه

از اونجا ی ک خاله عمه تو ویلا بودن اخه ویلا با دریا

فاصله ی نداشت نا فقط بودیم

داد ریوگا بلند شد

ریوگا_کاپیتان بلندش کن ببرش تو

تزوکابه خودش امد ریکامو گرفت بغلشو

رفت سمت ویلا

ریوگا_بس کنید انقدر گریه نکنید پاشین بریم دخترا بلند کرد

فرستاد تو

ریوگا_ریوما

بهش نگا کردم

ریوگا_بهش بگو ک دوسش داری

ریوما_ندارم

بلند شدم راه افتادم سمت ویلا

..... .......

+ تعداد بازدید : 24 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :