تبلیغات شما اینجا قیمت سرور پرینتر اچ پی راهنمای خرید ویدئو پروژکتور اچ پی سرور سرور اچ پی سوئیچ شبکه سیسکو سوئیچ سیسکو یو پی اس فاراتل دوربین مداربسته سامسونگ دوربین مداربسته هایک ویژن دوربین مداربسته داهوا قیمت موبایل قیمت انواع گوشی قیمت گوشی پایین ترین قیمت گوشی بهترین گوشی برای موزیک بهترین گوشی برای سلفی بهترین گوشی برای بازی راهنمای خرید تلویزیون راهنمای خرید موبایل راهنمای خرید گوشی قیمت انواع تبلت قیمت تبلت لپ تاپ قیمت قیمت لپ تاپ قیمت لپ تاپ ایسوس سری x قیمت لپ تاپ ایسوس سری N قیمت لپ تاپ ایسوس سری v قیمت لپ تاپ ایسوس سری U قیمت لپ تاپ ایسوس سری K555 ربات اینستاگرام فروشگاه اینترنتی افزایش بازدید سایت چت طراحی سایت
بستن تبلیغات [X]
مجله sarnevesht - صفحه 85
دانلود رمان ایرانی عاشقانه نفرین بر عشق
رمان ایرانی عاشقانه نفرین بر عشق

رمان ایرانی عاشقانه نفرین بر عشق

توی ماشین منتظر جون سو نشسته بودم که با دو تا بستنی که هر دو در یکی از دستاش بود، در رو باز کرد و نشست. یکی از بستنی ها رو جلوی من گرفت و تکون داد، ولی همین که خواستم بستنی رو بگیرم اون رو عقب کشید و یه مقدارش رو خورد. گفتم:
– اذیت نکن دیگه، بستنی رو بده که خفه شدم از گرما.
خنده ای کرد و بستنی رو داد به من. انگشتم رو زدم تو بستنی و زدم به صورتش.
– اینجوریه؟ منم دیگه قهرم!
– خیلی خب، تو چقدر لوسی.
– خانوم رو باش، زده بستنی ای کرده ما رو، طلبکارم هست. گرچه تو همیشه طلبکاری!
هردو خندیدیم. آخ که چقدر دوستش داشتم.
بعد از خوردن بستنی با هم به پارک رفتیم. توی سکوت قدم می زدیم و به خاطراتی که توی این یه سال داشتیم فکر می کردیم که جونسو یه دفعه برگشت و گفت:
– شیدا، من و تو یه سال هست که با هم دوستیم. توی این یه سال خیلی با هم خاطره داریم، من تو رو خیلی دوست دارم، تو باعث می شی
که من خوشحال باشم، تو همه ی زندگی منی، تو دنیای منی، نمی خوام بیشتر از این صبر کنم، می خوام فقط مال من باشی، فقط من!

دانلود رمان | رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان ایرانی | دانلود رمان خارجی | دانلود رمان برای موبایل | دانلود رمان عاشقانه | دانلود رمان آندروید | رمان ایرانی | roman | roman irani | download roman

دانلود برای کامپیوتر با فرمت پی دی اف

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

قرار است فرودگاه کشاورزی شهر مالکیه به پایگاه نظامی آمریکا تبدیل شود.

ایرنا - القاعده، ایتالیا را تهدید کرد www.irna.ir/.../819207... Cached Translate this page Islamic Republic News Agency Loading... 20 hours ago - رم - ایرنا - گروه ترویستی القاعده در یک پیام صوتی - تصویری جدید، ایتالیا را تهدید کرد. اخبار پارسیک - القاعده، ایتالیا را تهدید کرد news.parseek.ir/Url/?id=11771537 Cached Translate this pageالقاعده، ایتالیا را تهدید کرد. ... القاعده، ایتالیا را تهدید کرد. القاعده، ایتالیا را تهدید کرد. سایتهای خبری - القاعده، ایتالیا را تهدید کرد - صفحـه اول news.asrenaft.com/.../القاعده_ایتالیا_را_تهدید_کرد Cached Translate this page10 hours ago - آژانس 'الخبر' موریتانی ادعا کرد که نسخه ای از پیام صوتی - تصویری القاعده را دریافت کرده که در آن ایتالیا متهم به اشغال لیبی و تهدید شده است. Images for ‫القاعده، ایتالیا را تهدید کرد‬‎Report imagesThank you for the feedback. Report another imagePlease report the offensive image. CancelDone 16 hours ago {"cb":21,"cl":6,"cr":21,"id":"2zm06V93priXHM:","oh":272,"ou":"http://www.zakernews.ir/upload/paper/signs/20160114/61470092768.jpg","ow":338,"pt":"61470092768.jpg","rh":"zakernews.ir","ru":"http://www.zakernews.ir/paper/subject/38840/%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF","th":90,"tu":"https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?qu003dtbn:ANd9GcQScxaRl0paH6QvScV5sU_q1KmgdEuUIuytFjlwW4c4ydVyPXDMPeiX4g","tw":112} 5 days ago {"cb":21,"cr":9,"ct":6,"id":"RVX6Rijm_iho3M:","oh":397,"ou":"http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1394/10/20/253859_627.jpg","ow":236,"pt":"253859_627.jpg","rh":"seratnews.ir","ru":"http://www.seratnews.ir/fa/news/280903/%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF","th":108,"tu":"https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?qu003dtbn:ANd9GcS46BjQ2L1mADg6V8_o5GQaZ-2UQ8eojuwnQBIeE0MGkklgIwfBcw6Yg4k","tw":64} 20 hours ago {"id":"EBLsZakVueztjM:","oh":397,"ou":"http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1394/10/24/255822_493.jpg","ow":236,"pt":"255822_493.jpg","rh":"seratnews.ir","ru":"http://www.seratnews.ir/fa/news/280903/%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF","th":108,"tu":"https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?qu003dtbn:ANd9GcQFgNoM1W2NmtUVIxf_uXCM1wPvqVCs5PQts2kru-0La8wrg-2vfQEcCw","tw":64} {"id":"y6scng37VjmN9M:","oh":375,"ou":"http://www.otaghnews.com/files/content/pics/201601/145279116618095175.jpg","ow":650,"pt":"القاعده، ایتالیا را تهدید کرد | اتاق خبر","rh":"otaghnews.com","ru":"http://www.otaghnews.com/news/309184/%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87%D8%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF","th":90,"tu":"https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?qu003dtbn:ANd9GcRkUqlHm_n1_9DmsgqDnNMvvNMP6JC9EB1qBEzR6SoFbH8scG2Nix2TOsY1","tw":156} {"id":"WV66iINgZlgH7M:","oh":363,"ou":"http://aftabnews.ir/files/adv//33_673.jpg","ow":202,"pt":"القاعده، ایتالیا را تهدید کرد","rh":"aftabnews.ir","ru":"http://aftabnews.ir/fa/news/342576/%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF","th":112,"tu":"https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?qu003dtbn:ANd9GcSds598IpD5fvUgeC1rZxXW4vvvISnbYRrgVXT2yBGiLN_Aj8LOfhU9hXc","tw":62} {"cb":6,"cl":15,"cr":12,"id":"c2YwNKrX7y0HqM:","oh":150,"ou":"http://el-akhbar.com/wp-content/uploads/2016/01/688839x1-218x150.jpg","ow":218,"pt":"القاعده، ایتالیا را تهدید کرد - الکترواخبار","rh":"el-akhbar.com","ru":"http://el-akhbar.com/%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-914472/","th":90,"tu":"https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?qu003dtbn:ANd9GcScPh4ZGhMwZOjBCi3gtqLofhNfwpjTUFrFYAIpC6nfVz5tJ2qvj9B-sR8","tw":131} More images for القاعده، ایتالیا را تهدید کرد القاعده ایتالیا را تهدید کرد-تابناک|خبرپو khabarpu.com/n.php?u=القاعده-ایتالیا-را-تهدید-کرد... Cached Translate this page18 hours ago - گروه ترویستی القاعده در یک پیام صوتی - تصویری جدید، ایتالیا را تهدید کرد. به گزارش ایرنا به نقل از خبرگزاری رسمی ایتالیا (انسا)، آژانس ... القاعده ایتالیا را تهدید کرد-صراط نیوز|خبرپو khabarpu.com/n.php?...القاعده-ایتالیا-را-تهدید-کرد... Cached Translate this page18 hours ago - صراط: ابو یوسف العنابی یکی از رهبران گروه تروریستی موسوم به 'اقمی' که شاخه شمال افریقایی القاعده محسوب می شود، در این پیام گفت: ایتالیا ... القاعده، ایتالیا را تهدید کرد بایگانی - گالری عکس picphoto.blogpart.ir/tag/القاعده،-ایتالیا-را-تهدید-کرد/ Cached Translate this pageخبرگزاری ایرنا: گروه ترویستی القاعده در یک پیام صوتی – تصویری جدید، ایتالیا را تهدید کرد. به گزارش خبرگزاری رسمی ایتالیا (انسا)، آژانس 'الخبر' موریتانی ... القاعده، ایتالیا را تهدید کرد | خبروان khabarone.ir/news/429526 Cached Translate this page16 hours ago - گروه ترویستی القاعده در یک پیام صوتی - تصویری جدید، ایتالیا را تهدید کرد. القاعده، ایتالیا را تهدید کرد - نوش چت | چت روم nooshchat.net/2016/01/.../القاعده،-ایتالیا-را-تهدید-ک... Cached Translate this page6 hours ago - گروه ترویستی القاعده در یک پیام صوتی - تصویری جدید، ایتالیا را تهدید کرد. - به گزارش ایرنا به نقل از خبرگزاری رسمی ایتالیا (انسا)، آژانس ... القاعده، ایتالیا را تهدید کرد - دبلیو خبر - wwwkhabar.ir wwwkhabar.ir/5373765 Cached Translate this page17 hours ago - گروه ترویستی القاعده در یک پیام صوتی - تصویری جدید، ایتالیا را تهدید کرد. به گزارش جماران به نقل از ایرنا، آژانس 'الخبر' موریتانی ادعا کرد که ...


لینک منبع و پست :http://www.khabaronline.ir/detail/499275

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

سرزمین بازی

وب سایت نقد و بررسی و خرید آنلاین بازی و خرید اینترنتی بازی

سرزمین بازی ، خرید آنلاین بازی ، خرید اینترنتی بازی

سلام و عرض ادب

در این پست می خواهم سایت نقد و بررسی بازی سرزمین بازی را خدمتتون عرض کنم که در آن به بررسی و نقد بازی همراه با خدمات مختلف می پردازند ، سایت هر روز بروز می شود و خدمات خود را به کاربران ارائه می دهد

که جدیدترین اخبار ، اطلاعات ، نقد و بررسی بازی های رایانه ای می پردازند

سایت خبری تحلیلی دنیای بازی | نقد و بررسی بازی‌ها | اخبار بازی‌ها | تصاویر بازی‌ها | تریلر بازی‌ها.

آخرین اخبار ، مقالات ، نقد ها و آموزش های بازی های رایانه ایی و کامپیوتری و کنسولی ... تنها بهترین ها زنده می مانند | ترجمه نقد و بررسی XCOM 2 از وب سایت سرزمین بازی...

از جمله خدمات این سایت می توان به این موارد اشاره کرد :

خرید آنلاین بازی

خرید اینترنتی بازی

دانلود بازی

دانلود بازی رایگان

بازی اینترنتی

سایت بازی

سایت دانلود بازی

اشاره کرد که در اینترنت نظیر آن را کمتر می توان پیدا کرد

دانلود تصاویر بازی ها همراه با توضیحات تخصصی از تولید کننده مزیت های این سایت به شمار می رود

http://sarzaminbazy.lineblog.ir/

با تشکر

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :
دانلود رمان ایرانی عاشقانه نفرین بر عشق
رمان ایرانی عاشقانه نفرین بر عشق

رمان ایرانی عاشقانه نفرین بر عشق

توی ماشین منتظر جون سو نشسته بودم که با دو تا بستنی که هر دو در یکی از دستاش بود، در رو باز کرد و نشست. یکی از بستنی ها رو جلوی من گرفت و تکون داد، ولی همین که خواستم بستنی رو بگیرم اون رو عقب کشید و یه مقدارش رو خورد. گفتم:
– اذیت نکن دیگه، بستنی رو بده که خفه شدم از گرما.
خنده ای کرد و بستنی رو داد به من. انگشتم رو زدم تو بستنی و زدم به صورتش.
– اینجوریه؟ منم دیگه قهرم!
– خیلی خب، تو چقدر لوسی.
– خانوم رو باش، زده بستنی ای کرده ما رو، طلبکارم هست. گرچه تو همیشه طلبکاری!
هردو خندیدیم. آخ که چقدر دوستش داشتم.
بعد از خوردن بستنی با هم به پارک رفتیم. توی سکوت قدم می زدیم و به خاطراتی که توی این یه سال داشتیم فکر می کردیم که جونسو یه دفعه برگشت و گفت:
– شیدا، من و تو یه سال هست که با هم دوستیم. توی این یه سال خیلی با هم خاطره داریم، من تو رو خیلی دوست دارم، تو باعث می شی
که من خوشحال باشم، تو همه ی زندگی منی، تو دنیای منی، نمی خوام بیشتر از این صبر کنم، می خوام فقط مال من باشی، فقط من!

دانلود رمان | رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان ایرانی | دانلود رمان خارجی | دانلود رمان برای موبایل | دانلود رمان عاشقانه | دانلود رمان آندروید | رمان ایرانی | roman | roman irani | download roman

دانلود برای کامپیوتر با فرمت پی دی اف

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

نام رمان: رمان عشق یوسف

نویسنده: نازنین 87

تعداد صفحات: 470

خلاصه ای از داستان رمان:

پرویز ربانی ،پدر آیدا ، قبلا به خواستگاری یوسف از دخترش آیدا جواب قاطعانه ی منفی داده اما خبر نداره این دو دلباخته ی هم دیگه هستن … نمی دونه پنهانی با هم دوست شدن و به دیدن هم می رن
آیدا دانشجوی رشته ی مامائی در بابله و هرهفته یوسف برای دیدنش میره بابل

صفحه ی اول رمان:

آیدا از دیدن شماره ی یوسف مثل همیشه دو حس متفاوت را همزمان داشت یکی عشق و دیگری ترس با این حال سریع موبایلش را جواب داد:

-سلام یوسف

یوسف سرد و عصبی پرسید:کجایی؟زنگ زدم روی گوشی ویلا جواب ندادی

آیدا هول شد و با دستپاچگی گفت: من…اوم…توی حیاطم برق قظع شده بود اومدم ببینم فیوز پریده

میدانست اگر یوسف بفهمد این موقع شب برای خرید بیرون آمده کم کم یک سیلی را از او نوش جان میکند اما خب یوسف تهران بود و او بابل

.

لینک های دانلود رمان عشق یوسف :

.

لینکهای دانلود به دستور کارگروه ساماندهی حذف شده اند.


+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

نام رمان: رمان قشاع

دانلود رمان، دانلود رمان عاشقانه، رمانسرا، رمانکده، نگاه دانلود

نویسنده: نیلوفر قائمی فر

تعداد صفحات: 421

خلاصه ای از داستان رمان:

هونیا زنی که انگشت اتهام برادر شوهر تازه از سفر برگشتش به طرف اونه ومنتظر توضیحی برای تمام اتفاقاتی که…

لینک های دانلود رمان قشاع:

.

دانلود رمان مخصوص گوشی های اندرویدی (APK)

.

دانلود رمان مخصوص گوشی های جاوا (JAR)

.

دانلود رمان مخصوص کامپیوتر (PDF)

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

نام رمان :رمان تاوان گذشته

به قلم :heifa-k

حجم رمان : ۱.۵ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۲ مگابایت نسخه ی اندروید

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دختری به اسم ترمه س که فکر میکنه خاله اش باعث شده که باباش ترکشون کنه اما قضیه چیز دیگه ای بوده که باعث میشه اسیب روحی ببینه تا اینکه با ورود دو پسر به زندگیش ….

: دانلود رمان تاوان گذشته از heifa-k با فرمت pdf

: دانلود رمان تاوان گذشته از heifa-k با فرمت apk

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

نام رمان :رمان زندگی قلب ها

به قلم :الهه.ا.ر

حجم رمان : ۳.۹۳ مگابایت پی دی اف , ۱.۰۶ مگابایت نسخه ی اندروید ,

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دختری بازیگوش و دانشجویی به اسم الهامه که با سه دوستش خانه ای رو اجاره کردن که در همسایگیشون چهار پسر هم خانه اجاره کردن.کل کل های الهام با پسرهای همسایه باعث میشه که دوستی بینشون به وجود بیاد تا اینکه …

: دانلود رمان زندگی قلب ها از الهه.ا.ر با فرمت pdf

: دانلود رمان زندگی قلب ها از الهه.ا.ر با فرمت apk

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

نام رمان :بیزار


به قلم :~mehrnaz~

حجم رمان :۲.۸۸ مگابایت پی دی اف , ۰.۹۸ مگابایت نسخه ی اندروید ,

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دختری به نامِ الیکاس که تو بچگی سرِ راه گذاشته میشه برحسب اتفاق خانواده بسی خلاف کار الیکا رو از سر راه برمیدارن. که باعث میشه الیکا توی نوزده سالگی یه پا جیب بر خفن باشه.تا اینکه ….


دانلود رمان بیزار از مهرناز با فرمت pdf


دانلود رمان بیزار از مهرناز با فرمتapk

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

نام رمان: رمان قبل از شروع

نویسنده: مهسا زهیری

تعداد صفحات: 150

خلاصه ای ار داستان رمان:

داستان در مورد دختری به اسم نارینه است که خواهر ناتنیش در شرف ازدواج با فرشید است .پسری که عموی بسیار ثروتمندی داره که تنها ۶ سال از خودش بزرگتره و همه جوره تکه . نارینه گرچه از مادر با خواهر و برادرش جداست اما فامیلیه متفاوتی با اونها هم داره!و همین سبب میشه که عموی نامزد خواهرش ،آدلان سر این موضوع اونو به هم بریزه!
کسی در اون عمارت خواهان نارینه نیست و آدلان با آزارو کل کل هاش بیشتر روزگار رو برای نارینه سخت کرده
نارینه که حس مخفی متفاوتی نسبت به ادلان داره سعی میکنه که خودش رو با پرورش ماهی سرگرم کنه ولی احتیاج به راهنما داره که اونو هم ادلان براش پیدا میکنه
به نظر میرسه ادلان هم عاشق نارینه ی بداخلاق و لجوج شده اما واقعا این عشقه؟…..

لینک های دانلود رمان قبل از شروع:

.

دانلود رمان مخصوص گوشی های اندرویدی (APK)

.

دانلود رمان مخصوص کامپیوتر (PDF)

.

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

معرفی یک کتاب اسلامی ایرانی

رمان اسلامی

اسماعیل شرح مبارزات یک جوان و شیفتگی او نسبت به ارزش‌های انسانی است که به قلم امیرحسین فردی، در روز شانزدهم تیرماه سال جاری در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی رونمایی شد.


اسماعیل، نام شخصیت اول این داستان است که در سال‌های انقلاب به نهضت اسلامی مردم علاقه‌مند شده و وارد روند انقلاب می‌گردد.
از آثار این نویسنده ۵۸ ساله کشورمان می‌توان به آشیانه در مه، سیاه چمن، یک دنیا پروانه و کوچک جنگل اشاره کرد. امیرحسین فردی هم‌اکنون علاوه بر نویسندگی به مدیریت کیهان بچه‌ها مشغول است.
● احمد شاکری
احمد شاکری، نقد کلی یک کتاب به صورت اجمالی را دوست ندارد؛ اما ویژگی‌های اسماعیل امیرحسین فردی را در چند محور بیان می‌کند: «اسماعیل، از معدود رمان‌های مسلمانی در مورد انقلاب است و این رمان و شخصیت اول آن، بیانگر شخصیت امیرحسین فردی است.»
شاکری، دیگر ویژگی اسماعیل را تجربه‌گرایی نویسنده می‌داند: «تجربه‌گرایی و علاقه به طبیعت و فضای انقلابی در شکل‌گیری شخصیت اسماعیل در این رمان تاثیر بسزایی داشته است.»
همچنین او دلیل عمیق نشدن حوزه‌های فکری انقلاب در رمان را، سطح نازل شخصیت‌های رمان که عادی و غیرمتفکر هستند می‌داند و اعتقاد دارد شخصیت‌های آن، بیانگر چند بعدی بودن واقعیت انقلاب نیستند.
احمد شاکری در کل، اسماعیل را از نظر فنی، رمانی روان، خواندنی و در سطح متوسط می‌داند.
● منیژه آرمین
«یکی از ویژگی‌های رمان اسماعیل، زبان صمیمی است و به نظر من، نویسنده با این زبان صمیمی توانسته است سلسله وقایع را به خوبی پیش ببرد.»منیژه آرمین، اسماعیل را شخصیتی می‌داند که از این نوع شخصیت در زمان انقلاب زیاد وجود داشته است و در ادامه ارزش کار فردی را مشخص می‌کند: «نویسنده، یکی از وقایع اتفاق افتاده در انقلاب را به صورت زیبا به ثبت رسانده و این به نظر من با ارزش است.»
● مصطفی فعله‌گری
مصطفی فعله‌گری معتقد است با نوشتن اسماعیل، یک گام بزرگ و ارزنده در راه نوشتن داستان‌های وقایع مهمی مانند انقلاب برداشته شد که باید این رمان، در این زمینه سنجیده و ستایش شود: «رمان اسماعیل مانند یک آینه برای نمایش دادن رخدادهای بزرگی مثل انقلاب است و به نظر من یک گام مهم و ارزنده در این راه توسط نویسنده برداشته شد.»
فعله‌گری بررسی ساختاری و محتوایی اسماعیل را نیازمند نقدهای مفصل می‌داند و به طور کل اسماعیل را یک اثر باارزش تلقی می‌کند.
● محمد ناصری
محمد ناصری، از نویسندگانی بود که در مراسم رونمایی اسماعیل، حضور داشت. او اسماعیل را در نوع خود و در حوزه ادبیات انقلاب اسلامی بی‌نظیر می‌خواند و با اشاره به زحمت‌های حدود ۱۰ ساله امیرحسین فردی، این رمان را این‌گونه ارزیابی می‌کند: «متن بسیار روان، با شخصیت‌هایی که پرداخت آنها به صورت بسیار عالی انجام گرفته است. به نظر من این اثر، یک اثر کاملاً انسانی و به دور از هر گونه شعار و اغراق است.»
ناصری، رشد و نمو شخصیت اسماعیل را در این رمان، بسیار قابل قبول و منطقی می‌داند و به طور کل، اسماعیل را یک اثر ارزشمند و جزو ادبیات فاخر کشور قرار می‌دهد.

حسن میثمی

منبع : روزنامه همشهری
+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

شهید همت

دانلود کتاب معلم فراری (قصه فرماندهان ج ۲)

زندگی نامه داستانی شهید همت

فرمت کتاب : pdf

حجم کتاب : ۱/۱ مگابایت

دانلود رایگان کتاب شهید همت در ادامه ...

معرفی کتاب :


زندگی‏نامه داستانی محمدابراهیم همت، فرمانده لشکر 27محمد رسول الله(ص) سپاه، که پس از 28 سال زندگی الهی، درسال 1362 و در جزیره مجنون از جبهه‏های جنگ ایران و عراق به شهادت رسیده است.

مقدمه کتاب با عنوان «یک جور زندگی» شرحی مختصر از سیر زندگانی شهید است .

9 فصل دیگر کتاب، دربردارنده خاطراتی ازگوشه‏های زندگی این شهید است. عناوین این بخشها عبارت است از: «مورچه‏های زیر ماشین»، «آشی که یک وجب روغن داشت»، «معلم فراری»، «سلاح زیربرف»، «پاهای بزرگ»، «ظرفشویی نیمه‏شب»، «وحشت از شیشه»، «پس گردنی» و «لبخندی که روی سینه ماند».

دانلود کتاب :دانلود کتاب شهید همت

راهنمایی ۱ : در صورتی که در سایت پرشین گیگ پس از کلیک روی download فایل دانلود نشد ، نرم افزار دانلود خود را غیر فعال (disable) کرده و روی آیکون دانلود کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید ، اگر باز هم مشکل باقی بود از طریق نظرات با ما در میان بگذارید .

راهنمایی ۲ : برای خواندن کتاب پس از باز کردن فایل pdf کلیک راست (right click) کرده و گزینۀ Rotate clockwise را انتخاب کنید .

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

زبان: فارسی

نویسنده: هاروکی موراکامی

نوع فایل: PDF

تعداد صفحات: 17
حجم کتاب: 1.18 مگابایت
توضیحات

دوازدهمین داستان از مجموعه ی "بید کور، زن خفته" اثر نویسنده ی

شهیر ژاپنی "هاروکی موراکامی" که در قالب منظومه ی موراکامی به

انتشار می رسد. سال اسپاگتی، سال تنهایی. . .

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

دانلود رمان شاه شطرنج با فرمت های apk و pdf و java


دانلود رمان عاشقانه شاه شطرنج

نام کتاب : شاه شطرنج

دانلود رمان شاه شطرنج با فرمتهای PDF - JAVA - APK

رمز کتابها : LKTRANOVELS

حجم کتابها : 500 کیلو بایت

نمایش تصویر در وضیعت عادی

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

صفر می ره پیش سما و بعد سما و مته را با هم می بینه و شروع به داد و بیداد می کنه که شما با هم هستید و سما به خاطر تو منو رد کرد می اد اسلحه در بیاره که می بینه نداره. سما هم می ره اسلحه ی خودش را می اره و می گه شلیک کن که ذولفقارمی رسه و نمی اره. مته می گه تو باید بهش بگی و شاید من بهش بگم که تو مریضی که سما قاطی می کنه و می گه من بهت اعتماد کرده بودم. بانو هم از بیمارستان فرار می کنه اول می خواد عایشه گل را با چاقو بزنه که بعد سینان بیدار می شه و اون را با خودش می بره. تو راه پلیس بهش شک می کنه که به مامور می زنه و در می ره و می ره توی یک هتل. سینان از هتل به باباش زنگ می زنه. ولی بانو گوشی را قطع می کنه. پویراز به همون شماره زنگ می زنه و ادرس هتل را می گیره. بعد می ره بالا . عایشه سینان را می بره پایین. بانو می ره توی بالکن که خودش را بندازه پایین که پویراز باهاش حرف می زنه و نمی زاره و بعد بانو را دوباره می برن بیمارستان

در قسمت های بعد شاهد عشق ذولفقار و خواهر پویراز خواهیم بود.

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

در این قسمت شاهد تور پهن کردن جانان برای اوزان هستیم. جانان سر راه اوزان قرار می گیره و می گه که مادرت باعث شد که پرونده ی وکالت من باطل بشه و الان باید کلی کار کنم. اوزان تعقیبش می کنه و جانان می گه که این خونه مال من نیست و مال یکی از موکل هام بوده. از طرفی سوینچ همش داره به غزل کمک می کنه تا حال ایسو را بگیره. یواشکی از خونه خارجش می کننه و غزل می ره کنسرت دوست پسرش(نقش دوست پسرش دوست کرم در انتظار افتاب بازی می کنه). و در اونجا دوست غزل براش یک اهنگ افتخاری می خونه. ایسو به بهانه ی شارژر می ره اتاق غزل و می فهمه غزل نیست و داد می زنه و همه را خبر می کنه. بعد غزل یواشکی وارد خونه می شه و به کمک سوینچ به حمام می ره و با حوله می اد و حال ایسو را می گیره و می گه تو برای اینکه از خونه پرتت نکن بیرون و محبت بابا و مامان من را داشته باشی همش شیرین عسل بازی درمیاری و ایسو باز شروع به لوس بازی می کنه( این قسمت ها واقعا دیگه ایسو روی اعصابه خیلی خودش را عقل کل می دونه). و غزل هم ضربه ی بعدی را می زنه و می گه که دوست پسر ایسو دنیز مادرش یک زن کاباره ای بوده و حسابی اوضاع به هم میریزه. از طرفی بابای دنیز هم می ره جلو و خودش را معرفی می کنه. رابطه ی دلارا و هارون هم خوب شده و دلارا بچه را می بره هارون می بینه. از طرفی عایشه به عشقش پیش جهان اعتراف می کنه و بعد هم جهان عشقش ر اقبول می کنه و داستان زندگی اش را براش می گه.

دوستان امشب اخرین قسمت فصل دوم در ترکیه پخش می شه و ظاهرا نامزدی ایسو و دنیز است

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

توی این قسمت ها نشان می ده که حال بانو به خاطر مرگ پدر ومادرش بده. از طرفی زن برادر عایشه برای برادر عایشه نقشه ریخته ویک دختر را وارد زندگی اش می کنه که به اون بهانه که شوهرش خیانت کرده بتونه راحت طلاق بگیره. از طرفی پویراز برای ماموریت به جایی می ره که مبادله ی مواد مخدر صورت می گرفته و در اونجا برادر عایشه تیر می خوره. و همه برای پویراز قاطی می کنن که بعد پویراز به عایشه گل می گه که عمدی نبوده و دیروز هم عایشه به همراه سما و زن داداشش می رن کافه و نوشیدنی می خورن و برای هم درد و دل می کنند. ذولفقار هم عاشق خواهر پویراز شده و کلا با هم صحنه های بامزه ای را خلق می کنن.

دوستان ببخشید این روزها من نمی رسم کامل ببینم تا جایی که می بینم را براتون می گذارم.

اما درباره ی اخرین قسمت فصل دوم پویراز در ترکیه. همه شوکه شدن از این قسمت سما سر قبر صفر خودکشی می کنه با اسلحه به خودش شلیک می کنه. از طرفی پویراز هم در درگیری مسلحانه کشته می شه و فصل دوم با خاکسپاری پویراز و اشک و اه عایشه و سینان تموم می شه. گفته می شه که ایلکر هم در اینستاش اعلام کرده که از سریال جدا شده. و در پایان فصل دوم با مرگ شخصیت های اصلی همه شوکه شدن. ( اما به نظرم فصل سوم دوباره پویراز را برمی گردونن چون اگر برنگرده خیلی مسخره می شه و باز می گن که کشته نشده بوده) بانو هم برای همیشه می ره خارج از کشور.

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

قسمت چهارم سریال عشق زندگیم
.
گوکچه دَرِ اتاق دمیر رو باز میکنه و میبینه که دمیر،دست های یلیز رو گرفته و دمیر به گوکچه میگه،گوکچه تو رو یکم دیگه صدا میکنم بیا و الان میتونی بری و گوکچه هم میره😞
گوکچه میره پیش کاآن و میگه،من تموم شدم و تو حق داشتی و دمیر معشوقه داشته.
یلیز به دمیر میگه،چرا به من گفتی که بیام و دمیر میگه،بخاطر اینکه جایی که توش کارمیکنم رو ببینی و یلیز میگه،مگه اینجا شرکت تبلیغاتی نیست؟ و دمیر میگه،در اصل من صاحب این شرکت هستم و من تو کار دکوراسیون و مبل سازی نیستم و یلیز میگه،دمیر تو به من دروغ گفتی؟ و دمیر میگه،آره اما نیت بدی نداشتم و یلیز میگه،من با کسی که دروغ میگه کاری ندارم،ببخشید دمیر و یلیز از اونجا میره.
راحمی(عموی کاآن) به کاآن میگه،بین تو و اون دختر چیزی است؟ و کاآن میگه،نه عمو جون،فقط دوست هستیم.
گوکچه به سما زنگ میزنه و میگه،اصلا حالم خوب نیست و خیلی اعصبانی هستم،میشه بیای پیشم و سما میگه باشه...و سما میاد پیش گوکچه و باهم میرن تو اتاق حرف میزنن.
دمیر همه چیز رو به هاکان تعریف میکنه و نقشه اش رو هم میگه و هاکان میگه،نقشه خوبی است...ایلم به گوکچه میگه،تو باید امره رو از سر من بازکنی و گوکچه میگه،چیکار کنم؟ و ایلم میگه،تموم شدم،میخوام جداشم اما نمیتونم،بهش میگم بسه اما نمیفهمه! و تو باید این کار رو حل کنی.
ایلم و گوکچه میرن پیش دمیر و دمیر میگه،از این به بعد به این فکر میکنید که اعتبار کافه باندو رو ببرید بالا و امره یک شرکت بزرگی که میخواد تو ترکیه سرمایه گذاری کنه آورده و بخاطر همین کوچکترین اشتباه رو نمیخوام.
گوکچه به سما میگه،ایلم خانم گفته که رابطه من و امره رو بهم بزن و حالا من چه کار کنم؟ و سما میگه،گوشی ایلم رو بگیر و بعد برای امره پیامک های مایوس کننده بفرست.
یلیز با خواهرش رفتن رستوران کاآن و یلیز به خواهرش میگه،مثلا دمیر،مثل سم کوچیکه ولی وقتی وارد عشق میشه همش همینطوریه و من مثل دخترهای دیگه رفتار نکردم و بهش گفتم که به پولت چشم داشتی ندارم و اون دنبال من راه میفته و منم مثلا یک دختر معصومی هستم که بابام سختگیری میکنه و نمیزاره برم بیرون و کاآن همهٔ حرف های یلیز رو میشنوه و از یلیز عکس میگیره و برای گوکچه میفرسته و میگه،هر چه زودتر بیا و برات یک سوپرایز دارم.یونجا و آلتان میرن خونه رزان و وقتی که دوست های رزان میفهمن که یک دکتر اونجا است و بوتاکس هم میکنه،میان خونه رزان.
گوکچه میره پیش کاآن و کاآن همه چیز رو تعریف میکنه و گوکچه میگه،میدونستم که یک جای کار میلنگه و گوکچه،کاآن رو بغل میکنه و میگه،من تو رو خیلی دوست دارم.
گوکچه میره شرکت و ایلم میگه،امره برای من هدیه فرستاده و تو قرار بود که حل کنی و گوکچه میگه،حل میکنم و گوکچه به امره پیامک میده،ممنون از هدیه،خیلی قشنگ بود.
امره برای گوشی ایلم پیامک میفرسته،امشب بریم بیرون غذا بخوریم و گوکچه هم جواب میده،باشه.
حکمت به بارتو میگه،برو و از کیف آلتان برای من آمپول بوتاکس بیار و بارتو میره و از کیف آلتان،آمپول بوتاکس میگیره و به حکمت میده.
گوکچه به نسرین(مادر دمیر) همه چیز رو درباره یلیز میگه و اینکه یلیز میخواد،دمیر رو فریب بده..ایلم به گوکچه میگه،چرا برنامه شام با امره رو قبول کردی و تو داری من رو میکشی و گوکچه میگه،حلش میکنم و ایلم میگه،معلومه که حل میکنی و تو هم امشب باید بیای...دمیر به یلیز میگه،امشب بریم و تو لوبارتا شام بخوریم و یلیز هم قبول میکنه.آلتان یکم از پول کسایی که بوتاکس کرده بودن رو به یونجا میده و میگه،اگه دوباره خواستین من میام.
دمیر و یلیز میرن همون رستورانی که قراره گوکچه و ایلم هم برن.
ایلم و گوکچه میرن پیش امره و یهو گوکچه،دمیر و یلیز رو میبینه...دمیره میره دستشویی و گوکچه میره پیش یلیز میشینه و میگه،سلام،میخوام یکم با تو درمورد دمیر حرف بزنم،اطراف دمیر خیلب ها هستن که دارن ازش محافظت میکنن و دمیر خیلی باهوش است و به راحتی هم فریب نمیخوره و یهو دمیر میاد و میگه،گوکچه؟ و گوکچه میگه،واایی این دختره خیلی شیرین است و من عاشقش شدم و گوکچه از اونجا میره پیش ایلم و امره.
یونجا گریه میکنه و خیلی ناراحت است و فکر میکرده که آلتان عشقش بوده ولی اشتباه فکر کرده..ایلم میره دستشویی و امره به گوکچه میگه،من ایلم رو خیلی دوست دارم و میخوام بهش پیشنهاد ازدواج بدم و نظر تو چیه؟قبول میکنه؟ و گوکچه میگه، آره خوبه،معلومه که قبول میکنه و امره بلند میشه که بره با تلفن حرف بزنه...گارسون یک کیک میاره و روی میز میزاره(امره داخل اون کیک حلقه گذاشته بود که از ایلم خواستگاری کنه) و گوکچه هم اون کیک رو میخورهو یهو حلقه تو گلوش گیر میکنه و دمیر میاد و از پشت فشارش میده و حلقه میفته داخل لیوان یلیز و دمیر میگه،این یک علامتی است و گوکچه میگه،نه هیچ علامتی نیست،گوکچه حلقه رو میگیره و تو انگشت ایلم و میگه،حالا تو و امره نامزد شدین و ایلم وقتی انگشتر رو میبینه خیلی خوشحال میشه.
کاآن و گوکچه میرن بیرون و گوکچه روی چمن ها دراز میکشه و به کاآن میگه،من احمقم! و شاید اونطوری نمیخواست و کاشکی که انگشتر رو قورت میدادم و کاآن میگه،تو مرگ برگشتی و گوکچه میگه،آآآی کاشکی میمردم...کاآن میگه،تو باید کسی که بهت ارزش میده رو دوست داشته باشی و گوکچه میگه،خواستم،اما نیومد و کاآن میگه،شاید به اندازه کافی دوستش نداشتی و گوکچه میگه،شاید..نسرین به گوکچه زنگ میزنه و میگه،حق با تو بود و من الان دارم میرم خونه دمیر برای آشنایی با یلیز و تو هم بیا اونجا،وقتی رسیدی به من خبر بده که بیارمت داخل خونه و گوکچه میگه،باشه...گوکچه میره و تو یکی از اتاق ها جا میخوره و نسرین و حلوصی هم با یلیز حرف میزنن.یونجا و رزان و سزن و نیلوفر میرن رستوران کاآن تا قهوه بخورن و یهو راحمی(عموی کاآن) میاد و وقتی که یونجا،راحمی رو میبینه،عاشقش میشه.نسرین به گوکچه میگه،راس ساعت دو دوباره اینجا باش و من دوباره یلیز رو دعوت میکنم تا نقشه مون رو عملی کنیم.
ایلم قراره یک مهونی بگیره بخاطر نامزدیش و گوکچه با بارتو حرف میزنه که ما باید اون مهمونی رو بهم بزنیم و گوکچه میره رستوران و بارتو هم با یک دختر بچه میاد و به ایلم میگه،چرا با ما این کار رو کردی ایلم؟ چرا با ثمره عشقمون این کار رو کردی ایلم؟ و ایلم به گوکچه میگه،آآآی احمق من تصمیمم عوض شد و میخوام با امره ازدواج کنم و گوکچه به همه میگه،سوپریزززز و ما شوخی کردیم...و بارتو و گوکچه از اونجا میرن.
یلیز میاد و نسرین به دمیر زنگ میزنه و میگه،حرف های ما رو از پشت تلفن گوش کن و یلیز به نسرین میگه،شما گفته بودید که موضوع مهمی است؟ و نسرین میگه،آره هست و حرف رو زیاد کش نمیدم و چقدر پول میخوای؟ و یلیز میگه،نفهمیدم و نسرین میگه،برای اینکه از زندگی دمیر خارج بشی،چقدر پول میخوای؟ و یلیز میگه،نسرین خانم شما من رو اشتباه متوجه شدید و من با پول کار نمیکنم و یهو دمیر میاد و میگه،مامان میشه بیای تا باهم حرف بزنیم و نسرین هم میگه،باشه...دمیر به نسرین میگه،من از نیت یلیز با خبر بودم و خیلی خوب میشد که قبلش با من هماهنگ میکردید...نسرین و دمیر به حرف های گوکچه گوش میکنند و گوکچه به یلیز میگه،آقا دمیر انسان خیلی خوبی است،و بخاطر همین نمیخوام ناراحت شدنش رو ببینم،و یلیز میگه،یعنی تو هم به اون مثل من نظر داری و گوکچه میگه،من نظر ندارم و من اون رو دوست دارم،یعنی بخاطر اینکه آدم خوبی است دوستش دارم،یلیز میگه،من از اول میدونستم که چقدر پولداره و من رو با چند لیره نمیتونین راضی کنید و وقتی زیاد است چرا به کم قانع بشم؟...محرم میاد و یلیز رو میندازه رو کولش و با خودش میبره و به یلیز میگه،آقا دمیر از همه چیز با خبر است و گفت که این یک درس خوبی برای تو باشه😂
گوکچه با دمیر میرن بیرون و با هم حرف میزنن...دمیر به گوکچه میگه،تو یکدونه هستی و گوکچه میگه،چطور یعنی؟ و دمیر میگه،اطراف من همه یک نقشه یا پروژه ایی دارن ولی تو اینطوری نیستی...گوکچه و دمیر به هم نزدیک میشن که همدیگه رو ببوسن.
در قسمت بعد معلوم میشه که همدیگه رو بوسیدن یا نه!
منبع پیج اینستاگرام: hayatiminaski_serial

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

نام: معشو ق ه اخر

داستان درباره ی جیران خانم عشق ناصرالدین شاه از لحظه ی اشنایی تا مرگش و بعد افسردگی شاه بعد از او و جایگزینی اش با زنی شبیه به جیران خاتون است . بعد از این همه خوندن رمان های مختلف خوندن این رمان خالی از لطف نیست که به نظر جالب و دلنشین می باشد.

http://s6.picofile.com/file/8256661476/_Romankade_Mashoogheye_Akhar_romansara_.pdf.html

نام کتاب: وادی عشق و گناه

داستان درباره ی دختری است که عاشق فردی به نام شیون است که عاشق فردی به نام شاهرخ است اما شاهرخ راضی به ازدواج نمی شود و دختر برای لجبازی با امیر ازدواج می کند اما دل به زندگی اش نمی دهد و باز با شاهرخ رابطه دارد اما امان از روزی که پرده ها بیافتد. داستان جالب و اموزنده ای است.

http://s6.picofile.com/file/8256661492/_Romankade_Vadi_Eshgho_Gonah_romansara_.pdf.html

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :